احمد بن محمد ميبدى

213

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

97 - إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً . آنان كه بر كفر مردند و فرشتگان آنان را مىميرانيدند درحالىكه ستمكار بر خود بودند ، فرشتگان از آنان پرسيدند چه شد كه شما به هجرت نيامديد ؟ گفتند ما درمانده بوديم و گرفتار و نتوانستيم اظهار اسلام كنيم ، فرشتگان گفتند : آيا زمين خدا بر شما فراخ نبود و وسعت نداشت كه به آن جاها هجرت كنيد ؟ آرى ايشانند كه در دوزخ جايگاه دارند و بد شدن‌گاهى است ! 98 - إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا . جز مردان و زنان و كودكان تافته و كوفته و ناتوان كه حيلتى را ندانند و راه هجرت نيابند . 99 - فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً . پس ايشانند كه اميد است خداوند آنها را بخشايد ، كه خداوند بخشنده و آمرزنده و مهربان است . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 92 - وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً . آيه . خداوند در اين آيت اظهار كرم خويش مىكند و فضل و لطف خود را به بندگان مىنمايد ، فعل خطا كه بر ايشان رود ، كار آن آسان فرا مىگيرد و ايشان را عذر مىنهد ، و نيز ايشان را عاقله‌پذير مىكند تا اگر جنايتى بر سبيل خطا افتد عاقله از ايشان تحمّل كنند و آنها را در آن ورطه نگذارند و چنان كه در شريعت اسلام عاقلهء هركس پديد است ، در حقيقت هر قومى را عاقله‌ايست و محمّد مصطفى عاقلهء مؤمنان است كه تيمار بر ايشان و عذرخواه آنان است و فردا هم شفيع آنها است . بعد از محمّد مصطفى ( ص ) چون بمقام اولياء فرود آئى ، خاصگان درگاه و شناسندگان اللّه ، همگى عاقلهء مستضعفين و ناتوانان و بىنوايان امّتند و پيران و مشايخ طريقت عاقلهء مريدانند تا عيب ايشان بپوشند و بار آنان به دوش كشند . 93 - وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً . آيه . هركه شفقت و مهربانى از برادر مسلمان بازگيرد و به همّت او را يارى ندهد و نصيحت نكند ، سعى است كه در خون او مىكند و ناچار بدين نامهربانى مأخوذ گردد و كمترين عقوبت و كيفر او اين است كه آنچه از مريدان و برادران خويش بازگيرد ، هرگز از آنها برخوردار نشود . به داود پيغمبر وحى آمد كه اى داود ، هركجا طالبى ديدى كه لبّيك اجابت از ميان جان و دل زده و جامهء تجريد و تفرّد پوشيده و سر در بيابان اميد ما نهاده ، چاكروار در ركاب طلب او برو ، كه از نزديكان ما است ، به دو تقرّب جو ، و در دل او جاى ساز ، كه من بر دل چنين كس برسم و هرك را در دل وى بينم او را به دوستى خود برگزينم . 94 - إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا . آيه . خداوند از روى اشارت فرمايد : چون به سفرى بيرون شويد ، بدان قصد شويد كه به دوستى از دوستان خدا در رسيد تا مونس روزگار و شاهد دل و جان شما باشد ، و چندان‌كه رويد از طلب مياسائيد و قدم جهد بازپس منهيد كه آنان خاصان درگاه عزّتند و مقبول حضرت احديّت ، نه هركس بيندشان ، و نه هر ديده‌اى دريابدشان ! چون يافتيد گوش داريد ، چون ديديد ملازم كرديد كه روشنائى دل در مشاهدت ايشان است و سعادت ابد در صحبت آنان . شيخ جنيد را پرسيدند : دو ركعت نماز مستحب را بيشتر دوست دارى بگزارى يا يك ساعت مشاهدهء درويشان و دوستان خدا ؟ گفت : يك ساعت مشاهدت درويشان ! زيرا ديدن درويشان ، دوستى خدا است كه مىگويد : بدست آوردن